تبليغاتX
کافه پوستر
كافه پوستر

تا پلك بر هم ميزنيم ، وقت وقتِ رفتن است ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 21:1  توسط حامد ماهوتی  | 

كافه پوستر

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه

پ ن : نمرديم و آپم كرديم !

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:37  توسط حامد ماهوتی  | 

كافه پوستر

پیوست : گالری سایت ایکوگرادا

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:29  توسط حامد ماهوتی  | 

كافه پوستركافه پوستر

پ۱:نشانه بالا با توجه به نام خانوادگيم طراحي شده، و اگه دقت كنيد اسم كوچيكم ( حامد ) رو هم ميتونيد توش ببينيد!

پ۲: كار با برنامه فتوشاپ طراحي شده!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 14:46  توسط حامد ماهوتی  | 

كافه پوستر

پيوست۱ :

در روزهای آخر اسفند
در نیم روز روشن
وقتی بنفشه ها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبه های کوچک چوبین
جای می دهند

جوی هزار
زمرمه درد و انتظار
در سینه می خروشد و بر گونه ها روان

ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست

در روشنایی باران
در آفتاب پاکان
در روزهای آخر اسفند
در نیم روز روشن
وقتی بنفشه ها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبه های کوچک چوبین
جای می دهند

جوی هزار
زمرمه درد و انتظار
در سینه می خروشد و بر گونه ها روان

ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست

پيوست۲ : شعر بالا يكي از آهنگ هاي فرهاد ( است )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 19:4  توسط حامد ماهوتی  | 

كافه پوستر

پ۱: اين كارو تقديم ميكنم به همه دوستاي گلي كه تو اين مدت منو با نظراتشون همراهي كردن

چه اونايي كه بد گفتن چه اونايي كه لطف داشتن.

پ۲:كار اتوده و  رنگ بندي اصلي كار با اين طرح خيلي فرق داره.

پ۳: پيشاپيش هم سال نو رو به همه تبريك ميگم و آرزوي بهترين هارو واسه همه دارم.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 18:12  توسط حامد ماهوتی  | 





Powered by WebGozar