تبليغاتX
کافه پوستر

کافه پوستر

امروز یه طرحی واستون زدم و با توجه به طرحم این شعر از فروغ رو به نام ( در برابر خدا ) گذاشتم .

شما هم اگه شعری مناسب تر از شعر ی که من گذاشتم دارید برام بفرستید ...

در برابر خدا

از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه ای خدا ی قادر بی همتا
یکدم ز گرد پیکر من بشکاف
بشکاف این حجاب سیاهی را
شاید درون سینه من بینی
این مایه گناه و تباهی را
دل نیست این دلی که به من دادی
در خون تپیده آه رهایش کن
یا خالی از هوی و هوس دارش
یا پای بند مهر و وفایش کن
تنها تو آگهی و تو می دانی
اسرار آن خطای نخستین را
تنها تو قادری که ببخشایی
بر روح من صفای نخستین را
آه ای خدا چگونه ترا گویم
کز جسم خویش خسته و بیزارم
هر شب بر آستان جلال تو
گویی امید جسم دگر دارم
 از دیدگان روشن من بستان
شوق به سوی غیر دویدن را
لطفی کن ای خدا و بیاموزش
از برق چشم غیر رمیدن را
عشقی به من بده که مرا سازد
همچون فرشتگان بهشت تو
یاری به من بده که در او بینم
یک گوشه از صفای سرشت تو
یک شب ز لوح خاطر من بزدای
تصویر عشق و نقش فریبش را
خواهم به انتقام جفکاری
در عشقش تازه فتح رقیبش را
آه ای خدا که دست توانایت
بنیان نهاده عالم هستی را
بنمای روی و از دل من بستان
شوق گناه و نقش پرستی را
راضی مشو که بنده ناچیزی
عاصی شود بغیر تو روی آرد
راضی مشو که سیل سرشکش را
در پای جام باده فرو بارد
از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره این دنیا
بانگ پر از نیاز مرابشنو
آه ای خدای قادر بی همتا

حامد ماهوتی ( کافه پوستر )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 16:3  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

طرحی که امروز واستون زدم نیازی به معرفی نداره چون همه شما حسین پناهی

رو می شناسید ...

.
بیوگرافی


حسين پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان سوق در استان کهکيلويه و بويراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصيل در بهبهان برای گذراندن تحصيلات حوزوی به مدرسه آيت الله گلپايگانی رفت. پس از انقلاب طلبگی را رها کرد و چهارسال در موسسه آناهيتا دوره بازيگری و نمايشنامه نويسی را گذراند.

پناهی بازيگری را نخست از مجموعه تلويزيونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمايش تلويزيونی با استفاده از نمايشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.

با پخش نمايش دو مرغابی درمه از تلويزيون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نيز در آن بازی می کرد، خوش درخشيد و با پخش نمايش های تلويزيونی ديگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمايش های دو مرغابی درمه و يک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلويزيون پخش شد.

در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد او يکی از پرکارترين و خلاق ترين نويسندگان و کارگردانان تلويزيون بود.

به دليل فيزيک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می باريد و طنز تلخش بازيگر نقش های خاصی بود.

پناهی در سال ۶۷ برای بازی در فيلم درمسيرتندباد کانديد جايزه بهترين بازيگر نقش دوم، در سال ۶۹ برای بازی در فيلم سايه خيال که بر مبنای شخصيت او نوشته شده بود، نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد و درسال ۷۱ برای بازی در فيلم مهاجران نامزد دريافت بهترين بازيگر نقش دوم شد و ديپلم افتخار جشنواره نهم فجر را برای بازی در فيلم سايه خيال دريافت کرد.

اما حسين پناهی بيشتر شاعربود و اين شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستين مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد.

 شعری از حسین :

اعتراف

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم !
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم !
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم !
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم !
کودکان را دوست دارم
ولی از آئینه می ترسم !
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم !
من می ترسم پس هستم

سایت حسین پناهی

حامد ماهوتی ( کافه پوستر )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 13:24  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

طرحی که  امروز واستون زدم اسمش هست من و تو ...

امیدوارم خوشتون بیاد ....  تقدیم به همه دوستان  عزیزی که هیچ وقت من و تنها نزاشتن .

 و همیشه منو  با نظراتشون دلگرم کردن .

 به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد        کی دل سنگ ترا ( آه ) به هم میریزد

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم                 با همین سنگ زدن ماه به هم میریزد

عشق سنگیست که بر سنگ دگر می چینند            گاه می ماند و ناگاه به هم میریزد

آنچه عقل به یک عمر به دست آوردست           عشق - یک لحظه کوتاه به هم میریزد

آه - یک روز همین آه تو را می گیرد                    گاه یک کوه ز یک کاه به هم می ریزد

شعر-فاضل نظری

حامد ماهوتی ( کافه پوستر )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 15:3  توسط حامد ماهوتی  | 

 کافه پوستر

طرحی از فیلم خدا نزدیک است به نویسندگی و کارگردانی علی وزیریان ....

این طرحو زدم نه برای خود فیلم بلکه برای اسم فیلم و حسی که میده ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 16:41  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

اینم یه طرح از نمایی از فیلم رئیس به کارگردانی مسعود کیمیایی ...

خودم که خیلی از طرحم خوشم اومده شما رو نمی دونم ...ولی خودمونیم بد نشده ها؟

عکسهای فیلم رئیس رو می تونید در اینجا ببینید     ( ممکنه کمی دیر باز بشه )

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 17:32  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

طرحی که امروز واستون زدم نمایی از فیلم سنگ کاغذ قیچی هستش ....

این طرحو به خاطر این زدم چون با امین حیایی خیلی حال می کنم ...

امیدوارم شما هم خوشتون بیاد ....   

  عکسهای فیلم سنگ کاغذ قیچی رو می تونید در اینجا  ببینید.

حامد ماهوتی ( کافه پوستر )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 16:10  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

طرحی که امروز براتون زدم از پیشکسوت بازیگری  علی نصیریان هست ....

از علی نصیریان در جشواره فجر تقدیر شده که به همین مناسبت منم این طرح و زدم ...

گفتگو فارس با علی نصیریان رو از این جا می تونید بخونید   اینجا

حامد ماهوتی ( کافه پوستر )

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:37  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

امروز یه طرحی براتون زدم و دلم می خواد هر برداشت و یا نظری دارید مطرح کنید ...

حامد ماهوتی (کافه پوستر)

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 13:42  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

 یه پوستر برای افکار جنگ طلبانه بوش ....

و این که دستور ترور ایرانی ها رو در عراق صادر کرده ...( چه غلطا )

این نامردی که تا اینجا میاین و نظر نمی دید و می رید!

حامد ماهوتی (کافه پوستر)

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 12:53  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

طرحی که امروز براتون زدم  با  توجه به  حال و هوای این روزا ست ...

قربونت برم یا حسین جز این کارا ما چه کاری از دستمون بر میاد که برات بکنیم ....

حامد ماهوتی (کافه پوستر)

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 14:15  توسط حامد ماهوتی  | 

 کافه پوستر

اینم یه پوستر واسه کافه پوستر

حامد ماهوتی در پوستر

نمیدونم کی چو انداخته که تولد منه ... ولی تا تولد من چند روزی باقی مونده ... همتون دعوتید

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 21:43  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

  •  عکس و طرح : حامد ماهوتی

 

حسن گوهرپور در کافه پوستر :

 

حوالی هشتم دی ماه پنجاه و هشت به هستی آمدم در شهری سرد . کسی احتمالا میان دنیایی که نمی دانم دستم را کرفته باشد شاید هم کفش هایم سمت شعر جفت شدند اما این را خوب می دانم که "زندکی می کوید باید زیست ".  خودم را در "آدم های مثلثی از خیابان ها آمده اند " نوشته ام . سال 83 جزو 9 کاندید جایزه ی مرحوم " کارنامه " بود . تنها کاری که توانستم در هستی انجام دهم این بود که در زمان زلزله ی "بم" به مدت 75 روز در آن فضا تا جایی که می توانستم خدمت کردم . در آن روزگار مسئول قرار گاه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودم . الان هم  روزنامه نگارم و در روزنامه ایران کار می کنم .

 

 سروده ای از حسن :

اشیائ خانه دو شکل دارند

بعضی غمگینند و برخی فقط حرف می زنند

حرف می زنند که یادت برود ساعت چند است

حرف ها میخواهند ماه ها بیایند

و اجاره خانه ات نگذارد

بدانی اشیائ غمگینی هم هستند که دلشان گرفته

مثل گره هایی که به قالی ست و

بخت دختران زیادی را بسته است

 وبلاگ حسن گوهرپور (آدم های مثلثی)

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 13:12  توسط حامد ماهوتی  | 

کافه پوستر

بعد از مدت ها یه وقت خالی پیدا کردم و واسه اسم وبلاگم یه لوگو درست کردم.

از شما دوستان عزیز هم عاجزانه خواهش میکنم در مورد لوگوی وبلاگم نظر بدید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 14:28  توسط حامد ماهوتی  | 





Powered by WebGozar