تبليغاتX
کافه پوستر
كافه پوستر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 16:0  توسط حامد ماهوتی  | 

كافه پوستر

شعر سفر

همه شب با دلم کسی می گفت
سخت آشفته ای ز دیدارش
صبحدم با ستارگان سپید
می رود می رود نگهدارش
من به بوی تو رفته از دنیا
بی خبر از فریب فردا ها
روی مژگان نازکم می ریخت
چشمهای تو چون غبار طلا
تنم از حس دستهای تو داغ
گیسویم در تنفس تورها
می شکفتم ز عشق و می گفتم
هر که دلداده شد به دلدارش
 ننشیند به قصد آزارش
برود چشم من به دنبالش
برود عشق من نگهدارش
آه کنون تو رفته ای و غروب
سایه میگسترد به سینه راه
نرم نرمک خدای تیره ی غم
می نهد پا به معبد نگهم
می نویسد به روی هر دیوار
ایه هایی همه سیاه سیاه

فروغ فرخ زاد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 18:31  توسط حامد ماهوتی  | 





Powered by WebGozar