
پيوست۱ :
در روزهای آخر اسفند
در نیم روز روشن
وقتی بنفشه ها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبه های کوچک چوبین
جای می دهند
جوی هزار
زمرمه درد و انتظار
در سینه می خروشد و بر گونه ها روان
ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست
در روشنایی باران
در آفتاب پاکان
در روزهای آخر اسفند
در نیم روز روشن
وقتی بنفشه ها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبه های کوچک چوبین
جای می دهند
جوی هزار
زمرمه درد و انتظار
در سینه می خروشد و بر گونه ها روان
ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست
پيوست۲ : شعر بالا يكي از آهنگ هاي فرهاد ( است )
پ۱: اين كارو تقديم ميكنم به همه دوستاي گلي كه تو اين مدت منو با نظراتشون همراهي كردن
چه اونايي كه بد گفتن چه اونايي كه لطف داشتن.
پ۲:كار اتوده و رنگ بندي اصلي كار با اين طرح خيلي فرق داره.
پ۳: پيشاپيش هم سال نو رو به همه تبريك ميگم و آرزوي بهترين هارو واسه همه دارم.